جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

327

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

امروز هم نمىشد - فردا برضد خليفه جديد شورشى به‌پا مىكردند و از همين‌جا بود كه آنان در ايجاد فتنه و اختلاف و غارت آنچه كه همه مردم در آن برابرند ، تعمد داشتند و البته آنها ، هرسه ، از نظر ثروت و لشكر نيز امكانات و نيرويى داشتند كه وسايل آشوب را بر آنان فراهم‌تر مىساخت . و به همين علت على آنان را به حال خودشان وانگذاشت ، - و در آينده در مبحث : « توطئه بزرگ بر ضد امام » درستى نظريه امام درباره آنها را به خوبى روشن خواهيم ساخت . * * * بدين‌ترتيب ، حكومت از آن تودهء مردم است و بر بيعت نيز اكراه و اجبارى نيست ، مگر آنكه مصلحت توده و جامعه - نه مصلحت حاكم - خواستار اين اكراه باشد . و اين بالاترين مفاهيم پيوند و رابطه حاكم با محكوم ، در مسئله آزادى بيان و عمل است . و با اين وضع ، بسيار طبيعى بود كه علىبن ابيطالب فرمانداران و كارمندان خود را نيز روى اين اصول با مردم مرتبط سازد ، چنان كه با خود چنين كرده بود و او بر آنان نظارت شديد و كامل داشت و چنان كه در جاى خود خواهيم ديد ، در هر چيزى كه مربوط به رعايت حقوق همگان بود ، بر آنان سخت مىگرفت و در اين راه گامى ارزنده برداشته كه با قانون كلى او در حقوق و وظايف ، انطباق دارد ، چنان كه با پيشروترين قوانين ملل معاصر ، تطبيق مىكند ، و آن اين بود كه او از خود ملت ، ناظر و مراقبى به‌وجود آورده بود كه ما فوق حاكم بود و نشان‌دهنده روش حاكم در حكومت بود . على در آن هنگام كه كسى را به فرماندارى ايالتى از ايالات ، يا شهرى از شهرها مىفرستاد ، برنامه و پيمان‌نامه‌اى به او مىداد تا براى